غصه دار است
روزهای امتحان و نزدیک شدن ِ
ندیدن های راه مدرسه!
هجوم شبانه ِ شعر
به کسی که به ماه خیره شده
و گریه میکند!
این رنگ من است
رأی میدهم
به چشمهای سیاهت!
مرا ببوس
برای شیشمین بار...
به هم می ریزی خیابان را
نه با رانندگیت
که با چشمهات!
عطر لیمو
پیچاندهای در جان ِ دریا
ماهیها مست!
ماه، من، تو و داستان ِ دیگری
آه! من تو و داستان ِ دیگری!
کدام آخر مرا در خود میبلعد
چشمهای تو
یا دریاری روبهرو؟
گوشماهیها
چه دوست دارند
برهنگی پاهایت را!
زیر نور ماه
با دریا یکی میشویم
شب بهاری!
چه دوست می دارم
که دلتنگی هایم را
در آغوش تو در می کنم!
لبهای بی قرار
از
خداحافظی ِ ناتمام!
زبان می زند به آب
اولین تجربههای
کودکی کنجکاو!
چه دلی دارم من
که ذوق از خندههای تو
مرا نمیکشد!
سر می کنند توی حوض
و فریاد میزنند
چه ایده نابی!