به تو مایلم

چون میل کتان به ماه
چون میل درخت به پاییز
چون میل آدم به هبوط...

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۵/۰۷/۱۱ |



از عشق

چیزی نمانده برایم
جز خاکستری از یاد تو
و جانی که هنوز
شعله‌ور است...

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۵/۰۵/۱۸ |

 


باخته‌ام دلم را به تو؛
چون گنجشكي كه
آشيانه‌اش را 
به طوفان!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۵/۰۳/۰۱ |


دور تو می‌گردم
در هر ثانیه از هر دقیقه از هر ساعت از هر روز و هر شب
چنان که زمین؛ بی وقفه به دور خورشید!


نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۱۰/۱۷ |

 تو ابر شو ببار
شعر امروز30 (تو ابر شو ببار)
نام:  تو ابر شو ببار
نویسنده:  عباس حسين نژاد
ناشر: سپیده باوران
موضوع:  شعر فارسی
قطع:  جيبي
نوع جلد:  شميز
سال چاپ:  1392
نوبت چاپ:  1
تعداد صفحات:  256
وزن:  225گرم
 
قیمت:  55,000ریال
شابک:  9786005957709   

مشخصات تکمیلی:  (كاغذ گرافت)

 کتاب فروشی سحر هم  کتاب را دارد!

آدرس : خیابان انقلاب. روبروی درب اصلی دانشگاه تهران. نرسیده به خیابان دانشگاه، پلاک  ۱۳۳۶

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۹/۲۷ |


از تو
به آغوش تو
می‌گریزم!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۹/۱۰ |


حکایت تو با من
حکایت باران ِ بی امان است
بر تن نحیف ِ برگ!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۴/۳۱ |


ستاره می‌بارد از زمین به آسمان
تو عبور کرده‌ای امشب
از خیابان ِ خواب ِ من!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۳/۲۵ |


زیبا مرا در کنار بگیر
غرقم کن در عطر آغوشت
پروازم بده تا خود ِ خدا!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۳/۲۵ |


چشم‌های تو تهران است
پهناور و شلوغ و مهیب؛
گم شده‌ام، گم شده‌ام!‌


نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۳/۱۷ |


دلم از تمام ِ تو پر است
دستم از  تمام ِ تو پر است
چه خوشبختی ِ نابی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۳/۰۷ |


بادهای موافق از سمت گیسوان تو
آه کشتی عاشقی
می‌رسد تا ساحل آغوشت

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۲/۰۱/۱۶ |


می‌خواستم برای تو
شعری بنویسم
عشق امان نداد!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۲/۲۱ |


کتاب شادمان زندگی‌ام با تو
نباشی
چیزی نیستم جز دائره‌المعارف اندوه

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۲/۰۹ |


به تو عادت کرده‌ام
چون عادت ابر
به باد

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۲/۰۵ |


بیا و پایه باش
پایه عشق باش؛
به شرط هر چه باداباد!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۰/۱۴ |

 

بیا و گیرم بینداز
در شرماشرم عشق
در گستره‌ی بازوانت

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۰/۰۶ |

 

سلام بر چشم‌هاش؛
آن‌گاه که می‌خندند
آن‌گاه که روزگار سیاه می‌کنند...

 

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۱۰/۰۵ |


از تو به ما این همه عشق
از تو به ما این همه شوق مدام
از دست خالی ما ولی جز همین گریه!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۹/۰۱ |


می خواهی نباشی؟ باشد
من هم راضی‌ام
به تبی و مرگی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۹ |


عشق و شعر
«انگشت کوچیکه»ی چشمان تو هم نمی‌شوند
بانوی ِ دل‌پذیر ِ همیشه!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۲۰ |


دوستم بدار
چنان که ستاره، شب را
نه چنان که ابر، آفتاب را

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۰۹ |


باد
و
بوی تو!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۰۸ |


چیزی جز عطر تو نیست در هوا؛
پاییز، هی تازه می‌شود
عشق، هی رنگ می‌گیرد!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۸/۰۱ |


دست
 در دست ِ باد ِ
گره‌خورده در موهات

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۷/۲۴ |


چه می‌توانم کرد؟
تو آتش ِ پاییزی
من درختی تنها!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۷/۰۳ |


نسخه نوشت خدا؛
پاییز برای عاشقی
صبح، ظهر و تمام شب

 

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۶/۲۶ |

 

پیش از تو چیزی نبود
بعد از تو چیزی نیست
با تو اما...

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۵/۱۲ |


می‌سوزاند و ویران می‌کند
خون می‌ریزد و می‌کشد
عشق تو میانماری شده برای خودش
!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۵/۰۳ |


صدای تو آب است
آفتاب است
با من سخن بگو!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۱۹ |


دوردور این همه ابر است
دور این همه باران؛
دور دور توست!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۰۵ |


بر من هزار سال باد و باران رفته
بر من هزار سال عشق و اندوه؛
فراموشم نمی‌شوی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۴/۰۲ |


بیا شرح ماجرا را برایت بگویم؛
در من اندوهی است نامش عشق است
در تو شادی‌ای است نامش عشق است


* رساله فی العشق؛ شهاب‌الدین سهروردی
می‌گوید: ‫عشق را دو برادر بودی یکی حزن یکی شادی‬ ‫حزن به نزد عاشق رفت و شادی پیش معشوق‬...


نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۳/۲۸ |


سلول سلولم فریاد می‌زنند
تو را
و دوستت دارم را!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۳/۲۸ |


برای من که کبوتری‌ام ـ عاشق و سرگردان ـ
بیا و بام شو
اصلاً بیا و دام شو!

-

-

ارْ‌جِعِي إِلَىٰ رَ‌بِّكِ رَ‌اضِيَةً مَّرْ‌ضِيَّةً ﴿فجر: ٢٨﴾

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۳/۲۰ |


شعر چه می‌فهمد
از آنچه میان من و توست

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۳/۰۷ |


از تو
اردیبهشتی به جا مانده؛
که سالی یک بار جهان را تازه می‌کند!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۲/۳۱ |


گوساله‌ای
نام پرنده‌ای سبکبال را
به یغما برد!
-
-
برای شاهین نجفی؛ که نهایت بی‌شرمی است!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۲/۲۱ |


حتا همه کتاب‌های جهان
با همه قلم‌های جهان درمانده‌اند
در توصیف همین کلمه: تو!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۲/۰۱ |


مرا گم کن
توی چشم‌هایت گم کن
توی دست‌هایت!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۲۳ |


من خویشِ اندوهم تو خویشِ شادی
من خویشِ ابرم تو خویشِ باد
از عشق بر ما چنین  رفته...

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۲۳ |


دراین سینه پرنده‌ای است
که عاشق قفس است
نام تو آبش یاد تو دانه‌اش!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۱۱ |


همه این بهار و این آسمان
همه این شکوفه‌ها و باران‌ها
همه‌ی این دوستت دارم‌ها

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۱۱ |


فارغ‌التحصیلم نکن
از دانشگاه بهار
از شکوفه‌زار چشمانت!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۰۸ |


مرا به عمق چشم‌ها
مرا به عاشقانه‌ترین ترانه
بهار مرا به «تو» می‌خواند

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۰۳ |


بگذار درخت باشم گل باشم
بگذار پرنده باشم ماهی باشم
تو ولی فقط بهار باش، باش!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۱/۰۱/۰۱ |


نام تو چیست؟
شکوفه؟ باران؟ شوق؟
نسَب ِ بهار به تو می‌رسد!


نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۰/۱۲/۲۱ |


مسیر بادها را
گیسوان تو تعیین می‌کند؛
ابرهای بارانی در راهند!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۰/۱۱/۳۰ |


أنا مسافرٌ حیرانٌ
إلی وطني الشامخه
إلی عیناک ِ الخضراء!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۰/۱۱/۲۹ |


تاریخ نمی‌شناسد، جغرافیا نمی‌داند
حساب و کتاب ندارد
نامش عشق است!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۹۰/۱۱/۱۲ |

 
پشتيبان بلاگفا - طراح قالب M.O