دلتنگی
تویی
که نیست!
میخواستم برای تو
شعری بنویسم
عشق امان نداد!
خیابان شبیه تو بود
آبی ِ پرباران
کتاب شادمان زندگیام با تو
نباشی
چیزی نیستم جز دائرهالمعارف اندوه
خاورمیانه را آفرید
از روی چشمهای شرقیات؛
پرآشوب، رنجور، خسته، زیبا
به تو عادت کردهام
چون عادت ابر
به باد
به تو نامه مینویسم و
ز تو نامه مینویسم و
به تو نامه مینویسم و...