زنبوری
نیشت به راه
نوشت به راه!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۳۰ |


با هر نماز
یک دریا بیشتر
در خودم فرو می روم!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۹ |


تو را با رؤیاهایم قسمت می کنم
و مثل همیشه
به خودم کم می رسد!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۹ |


قاتل همیشه به محل جنایت
باز می گردد
منتظرم که بیایی!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۸ |


پایان ِ جهان نزدیک است
و دست ِ ما همچنان به آسمان خیره مانده
موعود ِ آمدنی!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


فرود می آیی در دلم
در هیبت خسوف
در قامت نماز آیات!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


عجیب است
نام ِ تو را بی لکنت
نمی توان به میان آورد!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


پسرک گریه می کند
کرم ِ شب تاب
در نور ِ خانه خاموش شد
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


پسرک ِ بی طاقت
برای دیدن ِ تخم
کنار مرغدانی خوابش برده!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


از ما به صد اشاره
از تو اما
دریغ از ذره ای درک!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


در نیمه شب خیابان جردن
یک ماشین ِ لوکس
غمگنانه ترمز می کند!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


رو می گیرد از زمین
در نیمه شب نیمه شعبان
ماه!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


چشمان ِ تو
دلیل هزاران تصادف اتوموبیل
در این کره خاکی!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


در مرام من نیست
که دوستت نداشته باشم
در حوالی ِ این باران  و تازگی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


در مجموع
و با تمام هیکلت
یک عقده فروخورده ای!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


12:30
12:31
12:32

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۷ |


خواب، زود به سراغش آمده
با شکمی
لبریز از ماست و خیار!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۶ |


شیرم را
حلالت نمی کنم
روزگار رفته!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۵ |


خیابان کم می آورد
دختری که نمی خواهد
به خانه اش بر نمی گردد!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۵ |

 

کسی
شبی
غمی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۲ |


نگاهت
روی قدمهایم
سنگینی می کند!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۲۰ |

 

چشم ِ خود را
درویش می کند
با جیب های خالی!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۱۳ |

 

زخم ِ شیرینی است
یادگارِ این بوسه
روی گونه های جوانی ام!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۱۳ |


کلمات ِ بیچاره ای که
توی کوچه
زیر باران تنها مانده اند!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۹ |


شک نکن
که اشتباه گرفتی
گل هایت را هم ببر!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۹ |


چقدر سخت می شود
نفس عمیق
با بینی  ِ کیپ!
نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۹ |

 

یعنی این روزها
که این قدر دیر و دور شده اید
حال ِ نفستان چطور است؟

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۸ |

 

پرنده ها این طوری اند
به آدم نمی گویند
که کجا می روند!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۸ |

 

حقیقت این است
باران که می بارد
کلمه کم می آورم!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۸ |

 

بیا خستگی ِ این همه دوست داشتن را
روی شانه های من
در کن!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۸ |

 

خسته می شوم
از این همه بینی
با طرح های تکراری!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۷ |

 

لانه پرنده
اسیر هرزگی ِ باد
اسیر ِ بی ثباتی ِ بید!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۵ |

 

آسمان
 گیج ِ عطر ِگیسوی توست
شامپو چی می زنی مگه؟

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۵ |

 

از دوست داشتنت دست نمی کشم
به رغم ِ این همه باد
به رغم ِ این همه باران!

نویسنده: عباس حسین‌نژاد
۱۳۸۷/۰۵/۰۲ |

 
پشتيبان بلاگفا - طراح قالب M.O