حالا كه اومدي
چرا هي نگاهت به دره؟!
زير مهتاب
توي چشمات
يه شهابه!
هايپرلينك شدهاي
توي چشمهام!
بوي ِ
پاي ِ
قشنگت!
يه صداي پا مياد
از همين نزديكيا!
باد كه بيايد
معلوم ميشود
من ميمانم يا تو!
بيل خورده
به كجايمان!
از دماغ فيل افتادهي ِ
بيتربيت!
يُقُر!
ميكشد
هر جا كه
خاطرخواه اوست!
تو نميفهمي
و اين فقط
مشكل توست!
موهايت
گيج ِ
باد!
باد
توی چشمات
در یک سقوط ِ عمودي!
براي پرزدن
صد بال
خواهُم!
چاي زهرمار
قليان زهرمار؛
قهوهچي بداخلاق!
گوش اگر گوش تو و
ناله اگر نالهي ماست
ما بايد جمع كنيم كاسهكوزه رو!
ضرورتاً
روزها
چشمهايت را ببند!
امروز صبح
بيباد
بيباده!
الا دختر كه موهاي تو بوره
به حمام ميروي راه تو دوره!
فولكور
تنم
دلم
ميسوزد
من ميروم
دير يا زود
بيتو!
رگهاي متورم
از عشقت
يا نفرتت؟!
يه آسمون ميخوام
پر ِ ستاره
تو هم ميآي؟
يعني تو ميگي بهتر نميشه؟!
پرندهزار شده
چشمهایم!
كوتاه كرد
قصهي زهد دراز من
لامصصب!
جا مانده
پسر پيغمبر
از كشتي نوح!
نرو!
انگشتانت
محك ِ
خلوص ِ بلور!
ترديد كردي
ترسيدي
پرنده نبود!
سرپيچه
دارم!
رويم به ديوار،
كم آوردي
دخترك!
دريا
دريا
دلُم تنگه!
فكرم درد ميكنه!
چشمانش
دو لهيب ِ
شكوفهي ِ سبز ِ آتش!
ابوتراب خسروي
فرود بيا
فاطيماي مقدس
جهنمي شدهايم!
فردا؛ روز ظاهر شدن مريم باكره در پرتغال
من دستم نميرسد
تو اگر دستت میرسد
دست بزن!
بوي ِ
كاهگل ِ
خيس
اگر به كوه نازل ميكرديم
از ترس در خود فروميرفت
اما تو...
خاطر ِ مجموع ِ ما
زلف ِ پریشان ِ شما
سعدي
آب ميشوي
در دهانم
چون قند ِ خيسخورده
كلّن!
يه شعر بگو
كه گريه توش نباشه!
بلند بالای کرمانی! لبت قند
بهای بوسهات با من بگو چند
بهای بوسهام سهل است و آسون
صفاهون و بخارا و سمرقند
کتاب فدای دامن آبیت...
برو بيرون يه قدم بزن
يه هوايي به كلهات بخوره!
ما بيتو خون خوريم
تو بيما
چه ميخوري؟
هدفوني
در گوش من
افكنده دوست...
مارماهي ِ عزيز!
دستت را بده
اين نه
آن دستت را بده!
مظلومنمايي
به همراه نون اضافه
=تو