تبليغاتX
غيرممكن است!

روگردانی
از ستاره های نیمه شبان اردی بهشت
و آسمانی که مردد است...

87/02/29 |

 

با 
ارز
منزرت!!

87/02/23 |

 

باد در حوالی صبح 
خودش را
به زير پيراهنت تحميل می‌كند

87/02/23 |

 

گوشهایشان را دیروز جمع کرده ام
دیگر چیزی نمی شنوند
ماهی ها!

87/02/18 |


بوسه ای زان دهن تنگ
بده
یا بفروش!
حافظ

87/02/05 |


شب را
از اواسطش
قیچی می کنم!

87/01/28 |


ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود
باز همان خریم!
86/12/26 |


بیا بریم کوه
کدوم کوه؟
هر کدوم، من چه می دونم!
86/12/26 |

 

از بغل ِ ننه سرما
می‌پریم
بغل عمو نوروز!

86/12/25 |

 

شبانه
کوچ
کرد!

86/12/22 |

 

بی صبر ِ
شکوفه دادن شده
درخت!

86/12/21 |

 

سنگ بده بزنم به اون کلاغی که بالای درخت نشسته و زر زر می‌کنه!

86/12/20 |

 

یا تو
یا هر خر ِ دیگه!

86/12/08 |

 

بوی گلم چنان مست کرد
که دامن و باقی قضایا
بِن کُل از دست رفت!

86/12/08 |

 

دست در دست هم نهیم به مهر
مثل آدم
و ازدواج کنیم...!

86/12/08 |

 

من از بین ورزش‌ها
کشتی خیلی دوست دارم
به خصوص رضازاده رو!

86/12/04 |

 

که!

86/12/03 |

 

پس کی
زنگ تفریح
می‌شه؟

86/12/01 |

 

دستم به دامنت
البته
با احتیاط!

86/12/01 |

 

یعنی هنوز
دختر آبادانی
بی‌قراره؟!

86/11/30 |

 

بی‌تدبیری به خرج می‌دهد
دخترک
در راه مدرسه!

86/11/29 |

 

لبالب!

86/11/28 |


بلبل خرکله
ز کنج قفس
 در آاااا!
86/11/23 |

 

گاو بودن سهل نیست
شیر دادن
و لگد نزدن!

86/11/15 |

 

 

 

یک‌ساله‌‌گی ِ یک غیرممکن مبارک باشد؟!
سیزده روز از یک‌سالگی‌اش گذشته این وبلاگ ِ لحظه‌های کوچک ِ من


پ.ن:

  • این پست ۱۰۰۰م این وبلاگ است از لحاظ ریاضی!
  • هفت پست قبل از نوشته‌های قبلی من در یک‌جایی بود که خیلی از بعضی‌ها خبر داشتند.
  • آی‌دی یاهوی فعلی من: abbas.hosseinnejad @  Y
  • هر کسی می‌تواند شما را دوست داشته‌باشد ولی شما خودتان را مواظب باشید!
    ما یعنی من همه را کلن و سرجمع و درهم دوست داریم
  • کادو که در فارسی به معنای پیشکش است نیز با کله پذیرفته‌می‌شود حتا شما دوست عزیز!

 

86/11/13 |

 


شووَِر کردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه

86/11/13 |

 

اتچ* کردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه!
* اتچ کاری است که در ايميل می‌کنند!

86/11/13 |

 

بغل کردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه

86/11/13 |

 

قسم خوردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه!

86/11/13 |

 

غلط کردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه!

86/11/13 |

 

کچل کردم
که از يادم بری
ديدم نمی‌شه

86/11/13 |

 

درهمه آقا!

86/11/06 |

 

پنجره را باز می‌کنم
کمی هوای ِ سرد ِ تازه
کمی صدای پرنده...

86/11/03 |

 

هرمنوتیک‌ات را
بخورم!

86/11/02 |

 

تغییر موقعیت
از قهوه‌خانه به کافی‌شاپ
بی‌قلیان!

86/10/25 |

 

در اندرونی ِ
من خسته‌دل
ندانم کیست!

86/10/24 |

 

فتیله‌پیچ می‌کند
همه را
با زبان!

86/10/22 |

 

شهر من گم شده است
از یابنده تقاضا می شود
بندازد توی صندوق پست!

86/10/21 |

 

چه صبح  سپیدی!
صبح‌ات به‌خیر برف ِ تازه

86/10/15 |

 

رو
به
رو!

86/10/14 |

 

از دست تو کاری برنمی‌آید
لااقل
لگد بزن!

86/10/12 |

 

از تو به يك اشاره
از ما به خواستگاري!

86/10/01 |



دلم می سوزد
 برای
 کوتاهترین روز ِ سال!
86/09/30 |

 

دست به دامن آجیل می شوند
مردم
در شب یلدا!

86/09/29 |

 

از لاي ابرها
وارسي كرد
قيافه‌ي مردم منتظر باران را!

86/09/28 |

 

دير و زود دارد
سوخت‌وسوز دارد
اين است زندگي!

86/09/27 |

 

خدا از خواهري كمت نكنه
به چشم خواهري!

86/09/21 |

 

 نماز ِ مغرب
در سرمای ِ پاییزی ِ
ایوان ِ مسجد جامع!

86/09/21 |

 

توی رودربایستی
اهدا کرد
کلیه اش را!

86/09/21 |

 

بی چشم
و
رو!

86/09/21 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O