تبليغاتX
غيرممكن است!

تقسیم می شود
میان اشک ها
و نامه رسیده!
87/02/30 |

 

موهات
پریشان تر
از این بادی که می آید...

87/02/24 |

 

بخواب کودکم
در من بخواب کودکم!

87/02/23 |

 

قلبم را به سیخ می کشم
تو می خوری اش
به تصور گوسفند!

87/02/21 |


 از ديوار ِ دلم
بالا مي آيد
بالا بلند ِ عشوه گر...

87/02/06 |

 

همچنان که تو زیباتر می شوی
بر عمق ِ بیچارگی ِ من
افزوده می شود!

87/01/25 |

 

خداحافظی که می کنی
هی بیشتر
دوست داشتن ام می آید!

87/01/19 |

 

مرا مچاله کن
توی سیاهی ِ چادرت
بگذار کمی آرام بخوابم!

87/01/19 |

 

دیشب گل
خواب بدی دیده
گلبرگ های ریخته!

87/01/18 |


ب مثل بهار
ب مثل تنهایی!
87/01/17 |

 

انحنای ِ گوشه‌ی ِ
لب‌های ِکودک
پیش از گریه!

86/12/15 |


سرگردانی ِ دخترک
در چهارراه ولی عصر
عصر ِ دلتنگ!
86/12/14 |

 

تو بگو احساساتی
ولی من دلم
کربلا می خواهد!

86/12/11 |

 

چهل سال پیرتر شده
در این چهل روز
زینب!

86/12/09 |

 

شب در من می گذرد
تاریک و سرد
گرمای ِ شعله ِشب تابی کاش!

86/12/08 |

 

می‌وزی
به چشم‌هام
به تمام ِ دقایق ِ مشاهدات!

86/12/01 |

 

با گریه می‌نویسد:
دوستت دارم
حتا حالا که مرده‌ای!

86/11/29 |

 

چه تشنه شده
این شب
به عطر ِ آغوش تو!

86/11/29 |


مادر بیدار است
کودک در خواب اما
تب دارد!
86/11/22 |


زخم بالش خوب شد
ولی پرنده
بی خیال رفتن شد
86/11/22 |


چشمانت را بگشا
و مرا پرت ِ قعر این آتش کن
ابراهیم شده ام انگار!

86/11/22 |

 

دلم می‌گیرد
برای  تنهایی پل عابر ِ پیاده ِ
میدان انقلاب...

86/11/12 |

 

صبر کن
گوش‌ماهی‌هایت را
جا گذاشته‌ای!

86/11/09 |

 

من بی تو
ماشینی‌ام با دنده خلاص
سوی دره‌ای روان!

86/11/09 |

 

کسی شعر تو را
بر جداره داخلی پوستم
می‌نویسد...

86/11/07 |


چقدر به دوست داشتن تو
می نازم
بانو!
86/11/04 |

 

۶۱/۱۰/۱
یک ِ ده ِ شصت و یک
کربلا

86/10/29 |


کسی در تاریکی شب
میخ خیمه ها را وارسی می کند
که لق نباشد!
86/10/27 |

 

اگه دزدی حرومه
پس چرا تو
هی نگاتو از من می‌دزدی؟!

86/10/23 |

 

تولدت مبارک
دختر ِ برف
ماه تی تی!

86/10/19 |

 

یخبندان ِ بدی شده
نیاز ِ اضطراری
به آغوشت!

86/10/17 |

 

مرض ِ قند می‌گیرم آخر
با این
لب‌های شیرین!

86/10/16 |

 

تازه کن مرا
-به رسم عادت دیرین-
به بوسه‌ای بر گونه!

86/10/15 |

 

دختر
درخت
شد!

86/10/14 |

 

عشقت را زنجیر کرده‌ای
به ‌پاهای من
قدم از قدم نمی‌توانم بردارم!

86/10/12 |

 

‌پالتو را درآورد
و گرمای تنش را
با خانه تقسیم کرد!

86/10/12 |

 

قدی بلند
به چابکی ِ اسب در بهار
پیش می‌آید!

86/10/04 |

 

از هول حلیم نگاه‌اش
در دیگِ جوشان ِ عشق‌اش
افتاد لامصب!

86/10/04 |

 

 این صدای خوشگل را
آخر به گور می‌بری
حالا هی صدایم نکن!

86/10/03 |

 

مسافری دارم در رگهایم
که همه راههایش
به قلب من منتهی میشود!

86/10/03 |

 

موي سياه
ناخن ِ دراز
به و به و به!

86/10/01 |

 

چه ذوقی دارم
که حتا یک دقیقه بیشتر
در خواب منی!

86/09/29 |

 

تو از شب ِ من
عبور كرده‌اي
يا باران آمده؟

86/09/26 |

 

سر می گذاریم به بالش ابر
و صبح
خیس از رویا برمی خیزیم!

86/09/26 |

 

خوابم می آید
در بی دلهره ترین
آغوش ِ جهان!

86/09/21 |

 

سنگی به شیشه خورد
و گلی نگران
به کوچه پرت شد!

86/09/21 |

 

عكس ِ يادگاري ِ دسته‌جمعي:
من ِ خيس
و باراني كه مي‌آيد!

86/09/20 |

 

دردها تقسیم شد
میان ِ
دستها!

86/09/18 |

 

قطار ِ ۸:۳۵  ِ شب
به مقصد شرجي ِ آغوش تو
به راه افتاد...

86/09/12 |

 

یا احلی نصیب!

86/09/09 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O