تبليغاتX
غيرممكن است!
 

کلمات را عاشقانه به کاغذ می آورد
دختری که تازه از قرار
بازگشته است!

87/02/24 |

 

بی تاب است امروز
یکی از شاگردانش نیامده
خانم معلم جوان!

87/02/14 |


باز می تابد
 نور خورشید در حال غروب را
تکه ای ابر بالای سرم!

87/02/04 |


 از پنجره دید می زند
عشاق ِ جوان را
ماه ِ تمام!
87/02/04 |


ابری ماه را بلعید
جنگل آسوده شد
از صدای گرگها
87/02/03 |


درخشید
در نیمه شب
برق تیزی!

87/01/28 |

 

بالا و پایین می شود
در دست اندازهای گرگان
ماشین!

87/01/19 |

 

پیچیده
به بالای ستون چوبی ِ کهنسال
نیلوفر!

87/01/18 |


سرمای ملایم ِ عصر
چای ِ تازه دم
قلیان ِ فامیلی!
87/01/07 |


در جستجوی جفت
میخوانند
قورباغه های جوان
87/01/06 |

 

شلنگ‌تخته‌ می‌اندازد
پس از خوردن جو
گوسپند!

86/12/22 |


 مرد ِ شرمگین ِ
بیمار
تزریقاتچی ِ زن!
86/12/16 |

 

پروانه‌ و باد
دره گردو
صدای الاغی!

86/12/15 |

 

ابروهایش را
شانه کرد
و سر قرار رفت!

86/12/15 |

 

دو شقه می‌کند
با شمشیر
سینما را!

86/12/13 |

 

غریبگی می کند
با زنگوله
بزغاله!

86/12/12 |

 

امید ِ
مسافران ِ نیمه شب
ماشین ِ قراضه!

86/12/08 |

 

از خواب پرید
کاروانسرادار
راه گم کرده ای تازه!

86/12/08 |

 

از پنجره دید می زند
عابران ِ خسته را
پیرمرد ِ بی خواب!

86/12/08 |

 

باد در موهای ِ زنی
سشوار...!

86/12/08 |

 

بیچاره جهانگردی
که صبح چشمانش را باز کند
در لانه پلنگ! 

86/12/03 |

 

از ورود غریبه‌ای
خبر می‌دهند
سگ‌های ده

86/11/29 |

 

آب‌های بندر کوچک
متلاطم شده‌اند
کشتی ِ تازه رسیده...

86/11/29 |

 

می‌لرزند
ران‌های خیس اسب
پس از یورتمه‌ای سنگین!

86/11/29 |

 

خرگوش می‌دود
سایه عقاب
بر سرش!

86/11/27 |

 

در عمق آب
ماهیهای کوچک
آرام ایستاده اند!

86/11/26 |


مسافران
فشرده و گرم در تاکسی
زمستان ِ سرد
86/11/23 |


به خود فشار می آورد
میهمان رودربایستی دار
با پاهای خوابیده!

86/11/22 |


چهره در هم کشید
روی ترازوی مطب
زن ِ رژیم دار!

86/11/22 |


جوجه ها
به هم فشار می آورند
زیر لحاف پرهای مادر!

86/11/22 |


زبان را روی لثه ها می کشد
فارغ از دندان های مصنوعی
پیرمرد در رختخواب!

86/11/22 |


جعبه های میوه تمام شدند
آتش رو به خاموشی
کارتن خواب ِ غمگین!

86/11/22 |


نیمه شب را قسمت می کند
با شانه به سری تنها
که می خواند


86/11/22 |

 

ذغال ِ کم جان
قلیان ِ کم چاق
شاهرود ِ بی گاز!

86/11/19 |

 

برای شادی  ِروح ِ ملت
از حلقه آتش عبور می‌کند
شیر ِ بی‌پناه

86/11/12 |

 

از برف نمی‌رهاند
دخترک را
چتر ِ برادر بزرگ

86/11/11 |

 

در سکوت
به کودک ِ تازه می‌نگرد
پدر جوان!

86/11/09 |


دریای سرد
ساحل ِ کم گذر
گوش ماهی های تنها
86/11/03 |

 

این پا و آن پا می‌کند
در ابتدای کوچه
عاشق ِ نگران!

86/10/26 |

 

سنگینی ِ دست‌های پدر
روی صورت ِ
پسرک!

86/10/26 |

 

با بچه‌ها مهربان شده
سرگرمی تازه‌ی
 پیرزن ِ تنها!

86/10/25 |

 

سر به سر هم می‌گذارند
پیرمردها
در مغازه خیاطی!

86/10/25 |

 

سگ
مجدانه به دنبال خرگوش
دشت ِ گرگان!

86/10/25 |

 

کم‌کار شده این روزها
شکم ِ
مرد!

86/10/25 |

 

دلپذیری ِ
شستشو با آب گرم
در مستراح ِ اداره!

86/10/24 |

 

بیشتر از این
راست نمی‌شود
کمر پیرمرد!

86/10/23 |

 

خودش را جمع کرد
برای
 پسرک ِ تازه وارد

86/10/23 |

 

به سیخ می‌کشد
این همه دل را
جیگرکی!

86/10/22 |

 

پیرزن
به برف نگاه می کند
از پنجره بیمارستان

86/10/20 |

 

اسلوموشن شده‌اند
آدم‌ها، ماشین‌ها
برف می‌بارد!

86/10/16 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O