مهر تربت
خیس
از گریه شبانه!
میبینی
دستهایم توی دستهایت
چه شاعر میشوند؟
بی هیچ ابری
آسمان را در اختیار دارد
ماه تمام بهاری!
پنجرهی باز
پشههای سرگردان
ملحفه کنار رفته کودک!
چراغ خاموش شده
تا وسط اتاق آمده
نور ماه!
ابرها به راست میروند
یا ماه به چپ
باد ِ شب ِ بهاری!
جنگ دو گربه
کوچه
زیر نور ماه!
چه عطر خوشی!
روسری ِ آویخته
در رهگذار ِ باد!
چای خوردن
در عمق اردیبهشت ِ
چشمهای تو!
در قهوهای ِ چشمهام حل میشوی
مثل شکر
در تلخی ِ قهوه!
تو نیلوفری
روییده
بر مرداب دل!
بختمان سیاه است
ما
ریشه در چشمهای تو داریم!
فرو میروم
در خیابان اردیبهشت
در این همه برگ و رنگ!
کوچه از شب پر شده
چشم بی تاب کسی
رو به مهتاب است!