تبليغاتX
غيرممكن است!
 

سیگارفروش
کنار آتش
در انتهای شب!

87/09/29 |

 

دانه های پراکنده برف
ماه نیمه پیدا
اواخر پاییز!

87/09/29 |

 

به بدرقه پاییز آمده
با دلی پاک و روشن
برف ِ شبانه!

87/09/29 |

 

در گرماي خانه
 فرو مي رود 
 مسافر تازه رسيده!

87/09/28 |


عاشقم عاشقم مریض توام
زین مرض
من دوا نمی خواهم!
حضرت روح الله

87/09/24 |


از آمدنت این باد
مطمئن شده انگاری
دیوانه شده امروز!

87/09/23 |


تو
باید شاعر می شدی
با این چشم ها!

87/09/23 |


منتظر ِ بارانم
که بزند بر عریانی ِ تن ِ
این رؤیاها!

87/09/20 |


ماهی ای
بیرون از آب
می میری، می گندی!

87/09/13 |


چه جلوه ای داده
به مژگان مصنوعی
چشم هایت!
87/09/11 |


مثل سگی نجیب
بی تماشای عابران
پشیمان بود!
87/09/11 |


خودش بود
مثل همان سالها
با چشم هایش حرف می زد!
87/09/09 |


پهلو به پهلو می شود
پدربزرگ ذوق زده
از بیتوته نوه گان!
87/09/09 |


از لای در دید می زند
بیمار را
پرستار مهربان!
87/09/09 |


از صدای پایش بلندتر است
ضربان قلبش
دزد تازه کار!
87/09/09 |


هو می کشد
تنهایی شبانه اش را
مرغ شانه به سر!
87/09/09 |


سر خم کرد
و چشم های خودش را در آب دید
آهو!
87/09/08 |


روی چهره اش می لرزد
سایه شاخه ها
نیمه شب پاییزی!
87/09/08 |


شاهد بوسه ای
آرام
تاریکی ِ سایه بید!
87/09/07 |


شب را می گذارم
توی پاکتی کوچک
و برایت پست می کنم!
87/09/07 |


به دردی پنهان
در خود می پیچد
عابری تنها در این شب!
87/09/07 |


با تو قسمت می کنم
پیاده روی آفتاب زده ِ
عصر پاییز را!
87/09/06 |


تو، شنبه ای برای من
واضحی
و باید دوباره شروع کرد!
87/09/06 |


تمام این راه ِ دلتنگ و تاریک
به  آغوش تو
منتهی می شود!
87/09/02 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O