دوباره بوی شب بوها
بلند شده
یا تو از این حوالی گذشته ای؟
87/08/30
|
عطری می پراکند
از لا به لای شانه
در اصطکاک با موهایت!
87/08/29
|
سر بیرون از آب
آرام پیش می آید
سنگ پشت!
87/08/29
|
صنوبر
با برگهای قهوه ای
انبوهی ِ گنجشکان!
87/08/28
|
یه صدای مخملی
می پیچه توی شبم
می پیچه توی تنم!
87/08/28
|
تو نیستی
و همین برای گریه
کافی ست!
87/08/27
|
شهر خالی است انگاری
نبودنت را می بینی
که چه می کند؟
87/08/27
|
یک سرود تازه
یک ترانه قشنگ
چشم هایت امروز در این کافه!
87/08/26
|
زندگی
ظرفیت این همه عشق من را
ندارد!
87/08/26
|
تن می مالد
به پاچه عابران
گربه!
87/08/21
|
مسافران ِتن
در تلاش برای ِ
کشف ِ سرزمینهای ناشناخته!
87/08/20
|
سرمای پاییز
تاکسی ِ گرم
مسافر ِ بی جنبه!
87/08/20
|
سنگینی می کند
روی گرده زن
بار ِ گناه ِ نکرده!
87/08/20
|
به گند می کشد
تمام ِ حس پاییزی ات را
مرد ِ سیگاری ِ جلو!
87/08/20
|
کنار ِ گل ِ پژمرده
قنبرک زده
گیاه پزشک جوان!
87/08/18
|
کوچ شبانه انارها
از ساوه
به تهران!
87/08/17
|
بار کامیون می شوند
به مقصد تهران
انارهای شیرین ساوه!
87/08/17
|
صندلی را جابجا می کنند
برای میهمان تازه
سفارش قهوه!
87/08/17
|
چشمانت که باز می شود
صبح با شدت تمام
در من آغاز می شود!
87/08/17
|
ترکت می کنم
چون سیگاری که
یک بسته اش را در جیب دارم!
87/08/17
|
بی مشتری مانده
در سرمای پاییز
دخترک! ِ کبریت فروش!
87/08/16
|
نمازش را
با دلهره می خواند
در رستوران بین راهی!
87/08/16
|
خلاصه می شوی
در دلتنگی
و قاب ِ رو به رو!
87/08/14
|
شادند کودکان دبستانی
با دماغ های آویزان
عصر پاییزی!
87/08/14
|
جای خالی تو را
با کاغذهای خط خطی پر می کنم
و این چتر در زیر این باران!
87/08/14
|
کوپن اش را
نقد می کند
پیرزن ِ پولدار!
87/08/14
|
پنجره چه کسی اند این روزها
رو به آن همه تازگی
چشم هات؟
87/08/13
|
تصویر ِ ماه
در عینک ِ پیرزن
کنار پنجره!
87/08/12
|
می دانم
تب داری
که حرف از رفتن می زنی!
87/08/12
|
کوچ ِ بزرگ
به آخرین غزل
به آخرین جمعه!
87/08/09
|
کلماتم
دوباره شاعر شده اند
از کدام سو نزدیک می شوی؟
87/08/09
|
کمی رویا
بپاش
روی شب ِ من!
87/08/08
|
به جوجه ها نزدیک نمی شود،
مرغ مادر
خشمگین است!
87/08/07
|
نفس نفس به تو عاشقم
چون اسبی چموش
در باران...!
87/08/06
|
شبیه تو شده این شب:
خنکای شیرینی که دارد
باران دلنشینی که می بارد!
87/08/05
|
قلیان
بی روی تو
چیزی جز سرطان ِ محض نیست!
87/08/05
|
سبحان ربی العظیم
و خداوند شنوای حمد است
سبحان ربی الاعلی!
87/08/05
|
تیک می زنم کنار نامت
در لیست ِ
قرارهای ِ هر دقیقه ام!
87/08/05
|
در این تاریکی
پی ِ کلمه ای می گردم
که پیش پایم را روشن کند!
87/08/05
|
ما را بخراش
از ته ِ این دیگ!
87/08/05
|
شاسّی بلند ِ
عشوه گر ِ
نقش باز ِ من!
87/08/05
|
ابرهای هزار ساله
به استرآباد رسیده اند
باران پاییزی!
87/08/03
|
اینجا گرگان است
و خواب ها
طعم ستاره می دهد!
87/08/02
|