این دیگ
برای ما نمی جوشد
زیرش را خاموش کنید!
87/07/29
|
تاتی تاتی
از کودکی اش دور می شود
دخترک!
87/07/29
|
شهادت می دهند
به دلتنگی ِ مهیب ِ شبانه
این اشک ها!
87/07/28
|
بیا بنشین
کمی تنهایی در کن!
87/07/28
|
علی کو چو لواین مرد ِ
خیلی کوچک!
87/07/27
|
به مقصد تنهایی
سوار ِ یابوی پیر زمان
پیش می روم!
87/07/25
|
نگذار امشب
به فردایی برسد
که تو در آن نیستی!
87/07/24
|
دلم کم کم دارد
برایت تنگ می شود
تا فردا که بروی!
87/07/24
|
سی و سه پل تمام می شود
اندوهش
ولی هنوز...!
87/07/24
|
پهن شده
روی جنگل
ملحفه ِ نارنجی ِ پاییز!
87/07/23
|
کاش
توی یک شعر
جا می شدی!
87/07/23
|
از شب ِ پاییز
جز باران و کمی دلتنگی
چه انتظاری داری؟
87/07/22
|
تشویش مورچه ها
در باغچه
باران نزدیک است!
87/07/20
|
گرد ِ گریه را
از مژگانم پاک کن
با انگشتانت!
87/07/20
|
تو را با باد پاییزی
تو را با روزهای سرد
تو را با عصر بارانی...
87/07/20
|
زباله ها را
می کاود
کودکی تنها!
87/07/19
|
بوی بهشت می دهد
دختر ِ زیبا
به مدد ادکلن!
87/07/18
|
ت ِ مثل ِ
تنهایی ِ عابری خسته که بی اعتنای ِ ماشین ها و عابرانِ خسته ِ پاییز
می رود!
87/07/18
|
پَرَت می دهم
بروی رو هر بامی
که دوست داری!
87/07/18
|
هی جا می گذاری
مرا
در این دلتنگی های بی هنگام!
87/07/17
|
از نسل پنجره هایی
که رو به افق های تازه تر
باز می شوند
87/07/17
|
چشم به دریا باز می کنم
به این همه طراوت ِجنگل
به چشم های تو!
87/07/15
|
ایمیلش را چک می کند
با گونه ای سرخ
دخترک!
87/07/14
|
خیره به دورها
کمی چسبیده به هم
کنار رودخانه راین!
*برای مسعود و مهشید!
87/07/10
|
قواعد بازار را نمی دانی
ارزان می فروشی
ما را!
87/07/10
|
در برم می گیرد
عطری که از نفس هایت
در این ثانیه ها جاری ست
87/07/09
|
تو روزی، من شبم؛
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ
وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ!
خدا از شب مىكاهد و به روز مىافزايد و از روز مىكاهد و به شب مىافزايد!
87/07/07
|
تنش را
حرام ِ رختخوابها می کند
پرنده ی تنها!
87/07/07
|
به مهربانی ِ بوسه
روی گونه کودکی
نگاهم می کند!
87/07/05
|
دور درخت تاق
انگور ِ پیچان
خاطرات کودکی!
87/07/05
|
از کلمه های کمی
که با من است
تمام اش به تو می رسد!
87/07/04
|