تولدت(lم) مبارکآقای سرگردان ِ میان ِ
آخر تابستان و اول پاییز!
87/06/31
|
تنها شده اند
در تاریکی ِ خود
کوچه های کوفه!
87/06/31
|
87/06/30
|
قلیان چاق می کند
برای میهمانان
دختری دم بخت!
87/06/27
|
دخترک پراشو وا کرد
شیرجه زد از اون بالا
توی حوض رؤیاها!
87/06/26
|
قافیه را باخته جوانک:
کوچه ِ تنگ
و عروس زشت!
87/06/26
|
خداحافظی می کندبا دوستش
دخترک عاشق
راننده ای خبیث اما در ماشین!
87/06/24
|
تنهایی اش را
فس فس ِ سماور
پر می کند!
87/06/24
|
تکرار می شوی در همه چیز
این را عاشقانگی های من
فریاد می زنند!
87/06/24
|
عاشقانه بوسه می گیرد
از لبان خداوند
در سجده شکر!
87/06/24
|
رعد ِ خفه ای در دور
خنکای باد صبح
پاییز ِ در راه!
87/06/23
|
دود می شوی
در ذهن ِ
این قلیان ِ خسته!
87/06/23
|
بی شرمانه
بوسید دخترک را
در کوچه ای تاریک!
87/06/23
|
هنوز رابطه تو را با ماه
هنوز رابطه تو را با شب
هنوز رابطه تو را با عشق!
87/06/23
|
به تو فکر می کنم
پیاده روهای خالی عصر
باران های بی هنگام!
87/06/23
|
سهم تو از این کلمات
جز عشق نیست
جز عشق نبود!
87/06/23
|
این کوچه عصرها
عطر تو را می گیرد
با چادری در باد!
87/06/23
|
گوشه روسری اش
خیس شد
از عرق ِ شرم!
87/06/23
|
گنجشکی شده ای
مسخ ِ
نفس ِ مار!
87/06/23
|
87/06/16
|
شهابی تو
که دیر و دور
از خانه ما می گذری!
87/06/16
|
87/06/15
|
چگونه در این چشم های زیبا
جا داده ای
این همه دروغ را؟!
87/06/13
|
پلکیدن
حوالی ِ این چشم ها
مرد می خواهد!
87/06/09
|
یادگار میهمانی آن سال
خاطره ِ
چشم غره ها!
87/06/06
|
قاصدک هان!
مگه سر آوردی؟!
سالمرگ ِاخوان ثالث
87/06/05
|
چه بویی گرفته دست هام
در شلوغی ِ
گیسوانت!
87/06/04
|
عادت ِ تازه
به چشم های ساده ِ
کسی!
87/06/01
|