انگشتانش در لابه لای ریش
گم می شود
وقتی فکر می کند!
برای مهدی تجلی عزیز!
گذشت فرصت ِ سبزی
که چشم های تو بود
و من که آینه بودم هزار بار شکستم!
دوستت دارم
آن قدر
که نفس کم می آورم!
علی ِ
عالی ِ
اعلی!
کرم
اصولن و عمومن
از خود درخت است!
قرار ِ نیمه شب ِ تابستانی
در گذرگاه ِ جنگلی
با شب تاب ها!
حالا تو همه کلاس های زبان ِ جهان را برو
چه فایده
که زبان مرا نمی فهمی!؟
دلستر شده ای
با مزه گندت
ولی خوردنی ای!
خبیث ِ
بی شرم ِ
احمق!
دیر اگر کنی و
باران بگیرد و تو نباشی
واویلا به من!
جا نمی شوی
در کادر من
کمی عقب برو!
ذوق زده است کودک
از وقتی که
جیش اش را می گوید!
دوستت دارم
و این تمام ِ من است!