دلتنگم
برای آن همه کلمهی روشن
که از لابلای سبیلت میتراوید!
86/11/30
|
یعنی هنوز
دختر آبادانی
بیقراره؟!
86/11/30
|
با گریه مینویسد:
دوستت دارم
حتا حالا که مردهای!
86/11/29
|
از ورود غریبهای
خبر میدهند
سگهای ده
86/11/29
|
آبهای بندر کوچک
متلاطم شدهاند
کشتی ِ تازه رسیده...
86/11/29
|
میلرزند
رانهای خیس اسب
پس از یورتمهای سنگین!
86/11/29
|
تو نیستی و
دستههای عزا
هر عصر توی دلم!
86/11/29
|
بیتدبیری به خرج میدهد
دخترک
در راه مدرسه!
86/11/29
|
چه تشنه شده
این شب
به عطر ِ آغوش تو!
86/11/29
|
86/11/28
|
این همه گریه
مرا
از کجا پیدا کرده...
86/11/28
|
خرگوش میدود
سایه عقاب
بر سرش!
86/11/27
|
سنگینی آن همه دروغ
روی پلکهایم
سنگینی می کند
86/11/26
|
در عمق آب
ماهیهای کوچک
آرام ایستاده اند!
86/11/26
|
«چشم چشم دو ابرو»
شعر شاعر
همین جا تمام شد!
86/11/26
|
جمعه است
باران میآید
تو نیامدی...
86/11/26
|
مسافران
فشرده و گرم در تاکسی
زمستان ِ سرد
86/11/23
|
بلبل خرکله
ز کنج قفس
در آاااا!
86/11/23
|
بیدارم نمیکردی از خواب
راه آسمان
باز شده بود
86/11/22
|
به خود فشار می آورد
میهمان رودربایستی دار
با پاهای خوابیده!
86/11/22
|
چهره در هم کشید
روی ترازوی مطب
زن ِ رژیم دار!
86/11/22
|
جوجه ها
به هم فشار می آورند
زیر لحاف پرهای مادر!
86/11/22
|
زبان را روی لثه ها می کشد
فارغ از دندان های مصنوعی
پیرمرد در رختخواب!
86/11/22
|
جعبه های میوه تمام شدند
آتش رو به خاموشی
کارتن خواب ِ غمگین!
86/11/22
|
مادر بیدار است
کودک در خواب اما
تب دارد!
86/11/22
|
نیمه شب را قسمت می کند
با شانه به سری تنها
که می خواند
86/11/22
|
زخم بالش خوب شد
ولی پرنده
بی خیال رفتن شد
86/11/22
|
ته دلش خالی شد
و این همه آدم
ریخته شدند کجا!
86/11/22
|
لطفن سوال نفرمایید!
فقط برای تماشاست:
غیر قابل فروش!
86/11/22
|
ای دلتنگی ِ مریض!
86/11/22
|
چشمانت را بگشا
و مرا پرت ِ قعر این آتش کن
ابراهیم شده ام انگار!
86/11/22
|
ذغال ِ کم جان
قلیان ِ کم چاق
شاهرود ِ بی گاز!
86/11/19
|
لاشئلهدث لاشئلهد
ئخزاشمثغث ئخزاشمثا!
86/11/16
|
گاو بودن سهل نیست
شیر دادن
و لگد نزدن!
86/11/15
|
این همه پرنده رو
زندونی نکن تو چشمات
نبندشون!
86/11/15
|
برف میآید
باد میوزد
تضاعف ِ تنهایی!
86/11/15
|
گوشهای کز کرد
و در سکوت
فرو رفت!
86/11/15
|
یکسالهگی ِ یک غیرممکن مبارک باشد؟!
سیزده روز از یکسالگیاش گذشته این وبلاگ ِ لحظههای کوچک ِ من
پ.ن:
- این پست ۱۰۰۰م این وبلاگ است از لحاظ ریاضی!
- هفت پست قبل از نوشتههای قبلی من در یکجایی بود که خیلی از بعضیها خبر داشتند.
- آیدی یاهوی فعلی من: abbas.hosseinnejad @ Y
- هر کسی میتواند شما را دوست داشتهباشد ولی شما خودتان را مواظب باشید!
ما یعنی من همه را کلن و سرجمع و درهم دوست داریم
- کادو که در فارسی به معنای پیشکش است نیز با کله پذیرفتهمیشود حتا شما دوست عزیز!
86/11/13
|
شووَِر کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه
86/11/13
|
اتچ* کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه!
* اتچ کاری است که در ايميل میکنند!
86/11/13
|
بغل کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه
86/11/13
|
قسم خوردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه!
86/11/13
|
غلط کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه!
86/11/13
|
کچل کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه
86/11/13
|
عمل کردم
که از يادم بری
ديدم نمیشه
86/11/13
|
برای شادی ِروح ِ ملت
از حلقه آتش عبور میکند
شیر ِ بیپناه
86/11/12
|
دلم میگیرد
برای تنهایی پل عابر ِ پیاده ِ
میدان انقلاب...
86/11/12
|
86/11/11
|
86/11/09
|
من بی تو
ماشینیام با دنده خلاص
سوی درهای روان!
86/11/09
|