86/07/30
|
من يه جوجه اردك تنهام
كه مامانم
منو داده به يه مرغ بزرگم كنه!
86/07/29
|
آه كه تو دوش
كه را
بودهاي؟!
مولانا
86/07/29
|
پرنده
به سمت ِ درخت موعود
اوج گرفت!
86/07/27
|
86/07/23
|
شوق ِ درخت
براي اين همه رنگ ِ پاييزي
86/07/22
|
و دعاهايي كه انگار
بالاتر نميروند
از سبيل ِمرد!
86/07/22
|
سمت ِ گريه را
نشانم نده ديگر!
86/07/22
|
نزديك شدي
زيادي نزديك
چشمانم گنجايش تمامات را ندارند
86/07/22
|
چيزي نشانم بده
چيزي بهتر
از اين نگاه ِ خسته!
86/07/22
|
بيصدا رد شد
مثل آن چند سال پيش
از كنار دخترك!
86/07/22
|
86/07/18
|
كاش
اين همه بيبرگي
سهم ما نبود
86/07/18
|
كاش مثل ردپاي ِ توي برف
محو ميشدم
حذف ميشدم
86/07/18
|
نشسته
بر بلنداي ِ غرور ِ خود
عقاب
86/07/18
|
رفتگر در کوچه
ستاره در آسمان
ميدرخشد!
86/07/17
|
كشيدهشد
روي برگهاي خيس پاييزي
بالاپوش راهب
86/07/14
|
طنز ِ تلخي شده
اين روزهاي ِ
سلامهاي بيپاسخ!
86/07/14
|
كبريت كشيد
به حجمي زبر
و سيگار روشن كرد
86/07/14
|
86/07/10
|
سرش را برگرداند
به سمت پاييز
و ادامه داد!
86/07/09
|
بيدار شو
پاييز شده
چترت را كجا گذاشتي؟
86/07/07
|
به نيمكت دوخت
مرا
چشمهاي قشنگاش!
86/07/06
|
86/07/06
|
مرگ زیباست!
اگر زیبا نبود
تو نمیمردی!
86/07/03
|
دست درخت را میگیرد
در رقصی آتشین
و باد و آب، به خاک مینشاند!
86/07/03
|
من نمیدانم
خدا چرا در آفرینش بعضی پرندهها
تعلل میکند؟
86/07/03
|
سلام حادثهی پاييزی!
تو در من حلول کردهای
يا درخت؟
86/07/03
|
رفتگر بقچه سحریاش را بست
و به نماز ايستاد
چه كوچهي خوشبختي!
86/07/03
|
خط کشید
روی چشم های کسی
و راه افتاد!
86/07/01
|