شب را
هی میکني
به چشمهام!
86/04/31
|
86/04/30
|
كوچه ِ دوم
پلاك ِ هفت
زنگ ِ سيزدهم!
86/04/30
|
خفاشها
دور لامپ ميچرخند
حشرات!
86/04/30
|
شوق ِ
اولين پريدن ِ
جوجه گنجشك!
86/04/30
|
اي برادر، اي كمانچه
نالهات
بوي ِ اسب تيرخورده ميدهد!
يوسف ميرشكاك
86/04/30
|
گازش را بگير
وگرنه
او گازش را ميگيرد!
86/04/30
|
86/04/30
|
گازش را بگير
وگرنه
او گازش را ميگيرد!
86/04/30
|
سنگين تا ميكند
با خيابان
زن ِ خسته!
86/04/30
|
86/04/30
|
شاهدم كجا بود
اما تو سيگار را
روشن كردي!
86/04/30
|
چشمانت را
دوست دارم
قد ِ اين باران!
86/04/30
|
<DIV> </DIV>
<DIV> </DIV>
<DIV>آبگوشت<BR>يك پارچ دوغ</DIV>
<DIV>قليان ِ سنتي!</DIV>
86/04/30
|
<DIV> </DIV>
<DIV> </DIV>
<DIV>بخواب كودكم<BR>بخواب<BR>تبر كوچك شانه من!</DIV>
<DIV><FONT size=1>لالايي مازندراني</FONT></DIV>
86/04/30
|
<DIV> </DIV>
<DIV> </DIV>
<DIV>كار </DIV>
<DIV>از شايد گذشته!</DIV>
86/04/30
|
<DIV> </DIV>
<DIV> </DIV>
<DIV>خودت را<BR>رها كن</DIV>
<DIV>باد!</DIV>
86/04/30
|
<DIV> </DIV>
<DIV> </DIV>
<DIV>ناپيدايي ِ</DIV>
<DIV>شبحي<BR>در باران</DIV>
86/04/30
|
مينويسم
بر دریا:
دوستات دارم
86/04/29
|
فرو ميكنم
دستانم را
توي ابر!
86/04/27
|
معتاد شدهام
انگاري
به بوي تنت!
86/04/26
|
86/04/26
|
باشد، برو!
من هم ميروم
قبيلهام را عوض ميكنم
86/04/26
|
مينويسم
بر آسمان:
دوستات دارم
86/04/26
|
يه دل ميگه نره نره
يه دل ميگه بدوش بدوش
طاقت نداره دلم دلم...
86/04/26
|
گرم ياد آوري
يا نه،
من از يادت گريزانم...
86/04/26
|
86/04/25
|
جوجه
به ديوارهي تخم ضربه زد
اولين خشونت!
86/04/25
|
سرش را فرو برد
در آسمان
و كمي آرام شد!
86/04/25
|
پشت ِ ديوار
قايم شدهبود
با گلي سرخ در دست!
86/04/24
|
كمر ِ گيتار ِ عشقم
زير بار ِ غم شكسته!
رضا صادقي
86/04/24
|
تكان ميخورند
پرههاي بيني دخترك
دستپاچه و عاشق!
86/04/24
|
86/04/24
|
اصطكاك دستها
به عادت ِ
دير سال ِ عشق!
86/04/24
|
86/04/24
|
سلام
بانوي باران
بانوي آفتاب!
86/04/24
|
غریب شده
پسرک
با آمدن زنبابا!
86/04/24
|
دلم را برای خودت
تنگ کردی
بدجور!
86/04/23
|
آب هم حتا
نميتوان داد
به گل قهركن!
86/04/22
|
ميهمانم كن
به قيماق ِ
لبانت!
86/04/22
|
86/04/22
|
ظرافت انگشتانت
روی پلکهای
خسته ام!
86/04/21
|
از هم وارفتهاند
سلولهاي
مغز ِ مرد
86/04/20
|
پرده را
کنار زدند!
86/04/20
|
اي يوسف خوشنام ِ ما
از پشت بام
بيا پايين!
86/04/18
|
چه مهربان شده
اين روزها
مخابرات!
86/04/18
|
86/04/18
|
حالا تو با اين اتوبوس
چهقدر ميخواهي
از من دور شوي؟!
86/04/18
|
نبودنت
با این دیوار
چه میکند!
86/04/18
|
دستم را
ول نكن
دارم پرت میشوم
86/04/18
|
تنها میشوم آخر
امروز نشد
فردا!
86/04/17
|
كارگر ِ
خنگ و ساده
موجود است!
86/04/17
|
دستت را بده؛
چه خط ِ عمر ِ
كوتاه و خوشگلي!
86/04/17
|
همسايهي من كلاغي است
كه هنوز
صابون ِ مراغه ميدزدد!
86/04/17
|
86/04/17
|
86/04/17
|
شراب ِ كلماتم را
سبوي تو
زود سرريز شد!
86/04/17
|
نصيب تو
از اين توتستان
پراونهگي نيست!
86/04/17
|
كمر به قتل ما
بستهاست
با لبهاي نيمهباز
86/04/15
|
خو كردهام
به پريدن ِ ناگهانات
سنجاقك!
86/04/15
|
زلف در دست صبا
دست
به حلقوم ِ رقيب!
86/04/15
|
قیافه رو!
86/04/14
|
شب را
می کشم روی سرم
و می خوابم!
86/04/14
|
اگر دلت تنگ شده
بيا به خودم بگو
چرا به خوابم ميآيي؟!
86/04/13
|
فرو ببر مرا
در تابستان ِ
بازوانت!
86/04/12
|
86/04/11
|
پرندهي كوچك
بر دامن ِ
سپيدار
86/04/10
|
خستهشده
سپيدار بلند
از ايستادن!
86/04/10
|
برو با قورباغهها دوست شو
تا شبهاي بهارت
بشود طعم چيزي شبيه شيريني و غربت!
86/04/10
|
يكضرب و يك ريز
بزن باران!
به اين دل ِ بيقيافهي بيقافيه!
86/04/10
|
افسون كن مرا
با شب
با چشمانت!
86/04/10
|
چشمت را نبند از من
من از تاريكي
ميترسم!
86/04/10
|
همه خلالدندانها
مصرف شدند
پس از صرف كباب!
86/04/09
|
درد و لذت؛
شكستن پسته
با دندان!
86/04/09
|
روي صندلي
جا به جا شد
و خاراند!
86/04/09
|
آواز ِ تابستانی ِ
سیرسیرک ها
در نیمه ی شب
86/04/09
|
86/04/06
|
امضا كن
اينجا را هم انگشت بزن!
86/04/06
|
گيلاسها
و آلبالوها
دلدرد پسر باغبان!
86/04/06
|
86/04/06
|
86/04/05
|
koko dake no hanashi desu
این حرف
مال همین جاست!
86/04/05
|
زنگ ميزنند بچهها
و در ميروند
ظهر تابستان!
86/04/05
|
86/04/05
|
شاخ گوزن ِ بزرگ
آرايهي ِ
اتاق ِ پذيرايي!
86/04/05
|
مار
پيچ و تابي خورد
و در آب فرو رفت
86/04/05
|
گوشت تازه كبوتر
رسيد
براي بچهعقابها!
86/04/05
|
قر ميدهد
موتور
در ميان ماشينها!
86/04/05
|
86/04/05
|
با پاچههاي خيس
از ساحل بازگشتند
زوج ِ تازه
86/04/05
|
باران ميگيرد به زودي
و به قول مازندرانيها:
شِرتهي ِ شِلاب ميشوي!
86/04/04
|
لالالالا گل لاله
پلنگ در كوچه ميناله
فولكلور
86/04/04
|
86/04/04
|
شببو
و دلبري
در اين شب ِ آرام!
86/04/03
|
نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ
و خلاص!
86/04/03
|
هميشه اين حس را
در تو تقويت كردهام:
فكر ميكني كه زرنگي!
86/04/03
|
86/04/01
|