تبليغاتX
غيرممكن است!
 

بهارنارنج‌ها
ميهمان ِ پياده‌روي خيس
شهر ِ شمالي

86/01/31 |

 

براي دور شدن
چيزي نمي‌خواهد
چشمانت كه نخندند كافي است

86/01/31 |

 

بوي مرگ مي‌دهد چرا
اين نگاه ِ غمگينت
اين صداي ِ محزونت...

86/01/31 |

 

تو طلسم شده‌اي
و براي همين
تنت هميشه بوي باران مي‌دهد!

86/01/29 |

 

بي‌خيال اين باران
و چتري كه نيست!

86/01/29 |

 

من بي‌تو هيچم
هيچ‌تر از اين بادي كه مي‌آيد...

86/01/29 |

 

بي‌بهانه مي‌شوم
وقتي چشم‌هايت بسته است
حتا از اين همه ابر هم كاري برنمي‌آيد!

86/01/29 |

 

زنگ بزن، زنگ بزن، سال‌هاست
تشنه‌ي يك صحبت ِ طولاني‌ام!

86/01/29 |

 

یه چیزی بگو!

86/01/29 |

 

هميشه حس خوردن را
در من
تقويت مي‌كني!

86/01/28 |

 

غم عالم همه كردي تو پاچه‌ام!

86/01/28 |

 

براي خودت بهتره
گفتم كه!

86/01/27 |

 

چرا هيچ‌كاريش نكرديم؟!

86/01/27 |

 

به خوابي هزارساله
نيازمنديم!

86/01/27 |

 

با زنبيلي
پر از نان ِ داغ
به خانه برمي‌گشت!

86/01/27 |

 

از اين فاصله
كه تو دوري...

86/01/27 |

 

 لب‌هاي ملتهب
 چسبيده به شيشه‌ي اتوبوسي
كه مي‌رود...

86/01/25 |

 

پر كن پياله را كه‌اين آب ِ آتشين...
توضيح: منظور چاي داغ بوده‌است!

86/01/25 |

 

جييييك
جييييك!

86/01/25 |

 

بهارنارنج‌ها
آخ‌خ‌خ‌خ!
بهارنارنج‌ها!

86/01/24 |

 

پشيمان نمي‌شوي
انگوري؛
باغت آباد!

86/01/24 |

 

فرو مي‌بري مرا
در عمق ناپيداي
بازوانت...

86/01/24 |

 

حرام مي‌كني مرا
در اين سفره‌ي
سيب و شراب!

86/01/24 |

 

نيستنت
دارد مي‌شود
نبودنت!

86/01/24 |

 

نيم‌خيز شده
صندلي
براي نوشتن!

86/01/22 |

 

من اين‌جايم
آرام و بي‌صدا
كنار استكان ِ داغ ِ چاي!

86/01/22 |

 

تو كه نوشم نئي نيشُم چرايي؟
عرق‌سوز ِ دل ريشُم چرايي؟!

86/01/22 |

 

دستانم را هل نده
اين‌قدر
روي اين كي‌برد!

86/01/22 |

 

قيد مرا بزن
باد ِ بي‌هنگام!

86/01/22 |

 

كيف أخفيك ِ يا حبيبتي
نحن غابتان مشتعلان
چگونه پنهانت كنم محبوبم
ما دو جنگل ِ آتش‌گرفته‌ايم!
نزار

86/01/22 |

 

لواشك ِ آلوی ِ
سرخ ِ
ترش ِ آبدار!

86/01/21 |

 

بايد از اين روزها بگذريم
ديروزها
فرداها!

86/01/21 |

 

كدوم خر؟
كدوم پل؟!

86/01/21 |

 

لماذا تتأمرين
عليّ مع‌المطر؟
بانو!
از چه بر باران من توطئه مي‌كني؟!
نزار

86/01/20 |

 

خوبش كردي!

86/01/20 |

 

ماديان ِ
سبك‌يال ِ
چهارنعل‌تاز!

86/01/20 |

 

راه زيادي آمده‌ام
از پشت آن همه كوه؛
حالا چشم‌هايت را باز كن!

86/01/20 |

 

دستت را بياور بالا؛
براي آمدن باران
دعا كنيم!

86/01/19 |

 

ديوانه كه نيستم
دوستت دارم!

86/01/19 |

 

سمع‌الله
لمن
حمده!

86/01/19 |

 

اگر به خانه‌ي من آمدي، مهربان!
چراغ نياور؛
مي‌خواهم بخوابم!

86/01/18 |

 

بيشتر حرف‌ها را
دم گوشم گفتي
حالا شاهد از كجا بياورم؟!

86/01/18 |

 

نگو نگو كه در عشقت قصور مي‌كرديم
من و غزل هميشه شما را مرور مي‌كرديم
شايد احمد صداقت

86/01/17 |

 

پسرك:كاش اسب بودم
دخترك:براي چي؟
پسرك: چون علف همه‌جا هست!
ديالوگي از فيلم ريش قرمز،كوروساوا

86/01/15 |

 

نگاه تو
لرزه به اندام سيب انداخت
تا فرق سر نيوتن
تا كشف راز جاذبه‌ي زمين!

86/01/15 |

 

زمين تا نام تو را شنيد
آرام شد
چون گربه‌اي دست‌آموز!

86/01/15 |

 

شب
بي‌ماه و  با ماه
كابوسي از نبودن توست!

86/01/15 |

 

براي پر زدن
نه بال
كه دل مي‌خواهم!

86/01/14 |

 

جگرم را
زير دندانم حس مي‌كنم
وقتي با من راه مي‌روي!

86/01/11 |

 

اما از همه بيشتر
منو ياد رفتن ميندازي

86/01/08 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O