تبليغاتX
غيرممكن است!

آغوش که بگشایی
عشق امان نخواهد داشت
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ»»

88/04/12 |


نام ِ کسی
هی تکرار می شود
میان خنده و گریه!

88/04/12 |


توی دهان شب
سرگردانی من است
و طعم این فانوس!

88/04/12 |


دستی به نشان وداع
دیدگانی به نشان وداع
بالا و پایین!

88/04/12 |


پیش آ
از این همه دلتنگی که بگذریم
آغوشت چطور است؟

88/04/12 |


صدای سماور سالهاست
یا دوباره مادربزرگ
در ایوان چیزی زمزمه می کند!

88/04/12 |

 

من شبم تو روز روشن
يولج الليل في النهار
و يولج النهار في الليل»»

88/04/11 |

 

من
تکه ای یخ ام
رو در روی تابستان چشمانت!

88/04/11 |


برق ِ این چشم ها
طراوت این لبخند؛
عاشقی امانم نمی دهد!

88/04/06 |


چگونه اي؟
ابتداي انار
سپيداي شب‌هاي تابستاني!

88/04/04 |


غصه دار است
روزهای امتحان و نزدیک شدن ِ
ندیدن های راه مدرسه!

88/03/29 |


هجوم شبانه ِ شعر
به کسی که به ماه خیره شده
و گریه می‌کند!

88/03/16 |


این رنگ من است
رأی می‌دهم
به چشم‌های سیاهت!

88/03/13 |


مرا ببوس
برای شیشمین بار...

88/03/12 |


به هم می ریزی خیابان را
نه با رانندگی‌ت
که با چشم‌هات!

88/03/09 |


عطر لیمو
پیچانده‌ای در جان ِ دریا
ماهی‌ها مست!

88/03/06 |


ماه، من، تو و داستان ِ دیگری
آه! من تو و داستان ِ دیگری!

88/03/06 |


کدام آخر مرا در خود می‌بلعد
چشم‌های تو
یا دریاری روبه‌رو؟

88/03/06 |


گوش‌ماهی‌ها
چه دوست دارند
برهنگی پاهایت را!

88/03/06 |


زیر نور ماه
با دریا یکی می‌شویم
شب بهاری!

88/03/06 |


چه دوست می دارم
که دلتنگی هایم را
در آغوش تو در می کنم!

88/03/05 |


زیبا!
بیا و مرا
 بنوش!

*وبلاگشعری خواندنی

88/03/04 |


لبهای بی قرار
از
خداحافظی ِ ناتمام!

88/03/03 |


زبان می زند به آب
اولین تجربه‌های
 کودکی کنجکاو
!

88/03/03 |


چه دلی دارم من
که ذوق از خنده‌های تو
مرا نمی‌کشد!

88/03/01 |


سر می کنند توی حوض
و فریاد می‌زنند
چه ایده نابی!

88/03/01 |


مهر تربت
خیس
از گریه شبانه!

88/02/24 |


می‌بینی
دست‌هایم توی دست‌هایت
چه شاعر می‌شوند؟

88/02/23 |


بی هیچ ابری
آسمان را در اختیار دارد
ماه تمام بهاری!

88/02/18 |


پنجره‌ی باز
پشه‌های سرگردان
ملحفه کنار رفته کودک!

88/02/18 |

 
پشتیبان بلاگفا - طراح قالب M.O